Translation of "conservancy" into Persian
(انگلیس) انجمن نیکداشت (که کارش سرپرستی امورمربوط به جنگل ها و رودها و آب های ساحلی و غیره است), حراست (یا حفاظت یا نیکداشت) منابع طبیعی, سازمان نیکداشت (هر سازمانی که کارش سرپرستی و نگهداری منابع طبیعی و محیط زیست باشد) are the top translations of "conservancy" into Persian.
conservancy
noun
grammar
The conservation of a resource [..]
-
(انگلیس) انجمن نیکداشت (که کارش سرپرستی امورمربوط به جنگل ها و رودها و آب های ساحلی و غیره است)
-
حراست (یا حفاظت یا نیکداشت) منابع طبیعی
-
سازمان نیکداشت (هر سازمانی که کارش سرپرستی و نگهداری منابع طبیعی و محیط زیست باشد)
-
پاسداشت زیست بوم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "conservancy" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "conservancy" with translations into Persian
-
(اغلب جمع) مربا(ی دو یاچند چیز) · (بیشتر در مورد منابع طبیعی و انرژی) صرفه جویی کردن · حفظ کردن · ذخیره کردن · مربا کردن · نگهداری کردن · نیکداری کردن · هو داشتن · پایستن · پستا کردن · پستائی کردن · کمپوت (دو یا چند میوه) · کمپوت کردن · کنسرو · کنسرو ساختن
-
پایستگی بار
-
سبک محافظه کار
-
حفاظت گوناگوني زيستي
-
خطی مشی اعتباری محافظه کارانه
-
محافظه کارانه
-
(فیزیک) پایستگی انرژی · پایستگی انرژی · پایندگی (یا بقا) انرژی (این اصل : در هر سیستم بسته · کل میزان انرژی ثابت است)
Add example
Add