Translation of "conservation" into Persian
حفاظت, حفظ منابع طبیعی, حفظ are the top translations of "conservation" into Persian.
conservation
noun
grammar
The act of preserving, guarding, or protecting; the keeping (of a thing) in a safe or entire state; preservation. [..]
-
حفاظت
nounwas considered the very essence of conservation not too long ago.
تا مدتی نهچندان دور، اصل اساسی حفاظت در نظر گرفته می شد.
-
حفظ منابع طبیعی
nounevery conservation professional I know,
هر پیشهور حفظ منابع طبیعی،
-
حفظ
You know, there is a better way for two people to conserve body heat.
ميدوني ، واسه دو تا آدم يک راه بهتري هم وجود داره که بتوونن گرماي بدنشونو حفظ کنن...
-
Less frequent translations
- محافظت
- بقا
- پایندگی
- برجاداری
- همانبود
- هوداشت
- پستایی
- ذخیرهسازی
- پاسداشت
- حراست
- (بیشتر در مورد محیط و منابع طبیعی) نیکداشت
- (در مورد آثار هنری) احیا و نگهداری
- (فیزیک) پایستگی (این اصل : در هر سیستم بسته کل میزان هر چیز - مثلا جرم یا حرارت - ثابت است)
- ذخيرهسازي محصولات زراعی
- صرفه جویی
- مرمت اثر هنری
- مرمت و نگهداری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "conservation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "conservation" with translations into Persian
-
(اغلب جمع) مربا(ی دو یاچند چیز) · (بیشتر در مورد منابع طبیعی و انرژی) صرفه جویی کردن · بر جا داشتن · حفظ کردن · ذخیره کردن · مربا کردن · نگهداری کردن · نیکداری کردن · هو داشتن · پایستن · پستا کردن · پستائی کردن · کمپوت (دو یا چند میوه) · کمپوت کردن · کنسرو · کنسرو ساختن
-
پایستگی بار
-
سبک محافظه کار
-
حفاظت گوناگوني زيستي
-
خطی مشی اعتباری محافظه کارانه
-
محافظه کارانه
-
(فیزیک) پایستگی انرژی · پایستگی انرژی · پایندگی (یا بقا) انرژی (این اصل : در هر سیستم بسته · کل میزان انرژی ثابت است)
Add example
Add