Translation of "considering" into Persian

نظر به, (عامیانه) با در نظر گرفتن کلیه ی جوانب, با توجه به اینکه are the top translations of "considering" into Persian.

considering noun verb grammar

Present participle of consider. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • نظر به

    Not too bad, considering we're at my brother's funeral.

    زياد بد نيستم نظر به اينکه ما توي مراسم برادرم هستيم

  • (عامیانه) با در نظر گرفتن کلیه ی جوانب

  • با توجه به اینکه

  • بررسی

    I think his suggestion is worth considering.

    فکر میکنم پیشنهاد او ارزش بررسی کردن را دارد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "considering" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "considering" with translations into Persian

  • The method of sheet metal feed plays an important role when considering the overall cost effectiveness of forming and blanking lines. When producing small sheet metal parts, the sheet metal c
  • (در اصل) بررسی کردن · (پس از تفکر و بررسی) نظر دادن · انگاشتن · با دقت نگریستن · بازبینی کردن · برآوردن · به حساب آوردن · تعمد کردن · دادخواهی کردن · در خاطر داشتن · در نظر گرفتن · دیدن · دیدَن · رسيدگي كردن · رعایت (دیگران را) کردن · سکالیدن · سگالیدن · عمدا انجام دادن · غور کردن · فکر کردن · مداقه کردن · معتقد بودن · ملاحظه کردن · موردمطالعه قرار دادن · موردملاحظه قرار دادن · نگاه کردن · وارسی کردن · وارسیدن · کنکاش کردن
  • غیرعاقلانه · نابجا · ناشایسته · نامعقول
  • با اندیشه صحیح · بررسی شده · حساب شده · محترم · مطالعه شده · مطرح شده · مورد احترام · پر اهمیت
  • (در اصل) بررسی کردن · (پس از تفکر و بررسی) نظر دادن · انگاشتن · با دقت نگریستن · بازبینی کردن · برآوردن · به حساب آوردن · تعمد کردن · دادخواهی کردن · در خاطر داشتن · در نظر گرفتن · دیدن · دیدَن · رسيدگي كردن · رعایت (دیگران را) کردن · سکالیدن · سگالیدن · عمدا انجام دادن · غور کردن · فکر کردن · مداقه کردن · معتقد بودن · ملاحظه کردن · موردمطالعه قرار دادن · موردملاحظه قرار دادن · نگاه کردن · وارسی کردن · وارسیدن · کنکاش کردن
  • (در اصل) بررسی کردن · (پس از تفکر و بررسی) نظر دادن · انگاشتن · با دقت نگریستن · بازبینی کردن · برآوردن · به حساب آوردن · تعمد کردن · دادخواهی کردن · در خاطر داشتن · در نظر گرفتن · دیدن · دیدَن · رسيدگي كردن · رعایت (دیگران را) کردن · سکالیدن · سگالیدن · عمدا انجام دادن · غور کردن · فکر کردن · مداقه کردن · معتقد بودن · ملاحظه کردن · موردمطالعه قرار دادن · موردملاحظه قرار دادن · نگاه کردن · وارسی کردن · وارسیدن · کنکاش کردن
  • (در اصل) بررسی کردن · (پس از تفکر و بررسی) نظر دادن · انگاشتن · با دقت نگریستن · بازبینی کردن · برآوردن · به حساب آوردن · تعمد کردن · دادخواهی کردن · در خاطر داشتن · در نظر گرفتن · دیدن · دیدَن · رسيدگي كردن · رعایت (دیگران را) کردن · سکالیدن · سگالیدن · عمدا انجام دادن · غور کردن · فکر کردن · مداقه کردن · معتقد بودن · ملاحظه کردن · موردمطالعه قرار دادن · موردملاحظه قرار دادن · نگاه کردن · وارسی کردن · وارسیدن · کنکاش کردن
  • با اندیشه صحیح · بررسی شده · حساب شده · محترم · مطالعه شده · مطرح شده · مورد احترام · پر اهمیت
Add

Translations of "considering" into Persian in sentences, translation memory