Translation of "drip" into Persian

چکه, چکیدن, چکه کردن are the top translations of "drip" into Persian.

drip verb noun Acronym grammar

(intransitive) To fall one drop at a time. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • چکه

    noun

    There was the green linoleum and a tap dripping.

    این هم کفپوش سبز و شیری که چکه میکرد.

  • چکیدن

    verb

    There was no sound, except an occasional drip of moisture falling through the still leaves.

    هیچ صدایی نبود، جز صدای چکیدن گاه به گاه شبنم از میان برگهای بی حرکت و آرام.

  • چکه کردن

    verb
  • Less frequent translations

    • چکانش
    • تراوش
    • تراوایی
    • جوبک
    • چکاندن
    • (خودمانی) آدم لوس و بیمزه
    • (معماری) آبریز (شیار باریکی که در لبه ی بام یا پنجره و غیره می سازند)
    • (پزشکی)سرم
    • صدای چک چک آب
    • چکه چکه ریختن
    • کاملا خیس بودن (به طوری که آبگونه از آن بچکد)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "drip" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "drip"

Phrases similar to "drip" with translations into Persian

  • گرد قهوه (ویژه ی ماشین قهوه سازی فیلتردار)
  • تبلیغات چکه ای
  • (معمولا جمع - هر چیزی که می چکد به ویژه چربی که از گوشت کبابی می چکد) اشک کباب · بسیار خیس · قطره قطره فرود آمدن · چربی · چکان · چکانه · چکه کردن
  • (ظرفی که چربی کباب و یا چربی گوشت سرخ کرده را در آن جمع آوری می کنند) ظرف چربی کباب (drip pan هم می نویسند)
  • كودآبياري قطرهاي
  • تغذيه از راه بيني · تغذيه با لوله · تغذيه قطرهاي · تغذیه بروندهانی
  • رنگ چکان
  • كودپاشي خطي قطرهاي · کودپاشی
Add

Translations of "drip" into Persian in sentences, translation memory