Translation of "dripping" into Persian
(معمولا جمع - هر چیزی که می چکد به ویژه چربی که از گوشت کبابی می چکد) اشک کباب, بسیار خیس, قطره قطره فرود آمدن are the top translations of "dripping" into Persian.
dripping
verb
noun
adverb
grammar
Solid animal fat, traditionally collected from dripping off roasting meat. [..]
-
(معمولا جمع - هر چیزی که می چکد به ویژه چربی که از گوشت کبابی می چکد) اشک کباب
-
بسیار خیس
-
قطره قطره فرود آمدن
-
Less frequent translations
- چربی
- چکان
- چکانه
- چکه کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dripping" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "dripping"
Phrases similar to "dripping" with translations into Persian
-
گرد قهوه (ویژه ی ماشین قهوه سازی فیلتردار)
-
(خودمانی) آدم لوس و بیمزه · (معماری) آبریز (شیار باریکی که در لبه ی بام یا پنجره و غیره می سازند) · (پزشکی)سرم · تراوایی · تراوش · جوبک · صدای چک چک آب · چکاندن · چکانش · چکه · چکه چکه ریختن · چکه کردن · چکیدن · کاملا خیس بودن (به طوری که آبگونه از آن بچکد)
-
تبلیغات چکه ای
-
(ظرفی که چربی کباب و یا چربی گوشت سرخ کرده را در آن جمع آوری می کنند) ظرف چربی کباب (drip pan هم می نویسند)
-
كودآبياري قطرهاي
-
تغذيه از راه بيني · تغذيه با لوله · تغذيه قطرهاي · تغذیه بروندهانی
-
رنگ چکان
-
كودپاشي خطي قطرهاي · کودپاشی
Add example
Add