Translation of "edition" into Persian
ویرایش, ويرايش, نشر are the top translations of "edition" into Persian.
edition
noun
grammar
A literary work edited and published, as by a certain editor or in a certain manner. [..]
-
ویرایش
nounliterary work
They even do the editing here, and the special effects.
آنها حتی تصحیح و ویرایش فیلم، و ساخت جلوههای ویژه را هم همین جا انجام میدهند.
-
ويرايش
nounliterary work
Yes, I'm just doing a little late-night editing.
بله ، من فقط آخر شب يه کم ويرايش داشتم انجام مي دادم.
-
نشر
-
Less frequent translations
- دوره
- (اندازه یا نوع چاپ کتاب و غیره) چاپ
- (حک و اصلاح متن و حاشیه نویسی کردن و غیره) ویرایش
- (هر سری از چیزهای مشابه که در یک زمان ساخته یا برای فروش عرضه شود) سری
- (هر یک از چاپ های یک روزنامه یا مجله و غیره) هنگام چاپ
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "edition" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "edition" with translations into Persian
-
تدوین
-
(روزنامه و مجله) سردبیری کردن · (عامیانه) عمل ویراستن · (فیلم و نوار و غیره - گزیدن و بریدن و زیرنویسی کردن و چسباندن و غیره)ویراستاری کردن · (کامپیوتر - درستی داده را بررسی کردن و افزودن یا کاستن) ویراستن · اصلاح کردن (متن) · برای چاپ آماده کردن · تدوین کردن · حواشی نوشتن · سردبیر · سردبیر بودن · مونتاژ کردن · نشر کردن · ويراستن · ویراستار · ویراستن · ویراسته شده · ویرایش · ویرایش کردن · چاپ
-
ویراستن- تصحیح کردن- تنظیم کردن
-
(امریکا - روزنامه نگاری) چاپ اول روزنامه ی صبح (که سحر چاپ و به حومه فرستاده می شود)
-
(کتاب) ویرایش معمولی (در برابر ویرایش ویژه ی کلاس درس و غیره)
-
ویرایش ساختار
-
(هر چیزی که به میزان محدود ساخته شود و برخی مردم آنرا گرد آوری کنند) کالای محدود · (کتابی که به تعداد محدود و با صحافی اعلا چاپ شده است) چاپ محدود · فرآورده ی محدود
-
ويرايش · ویرایش · ویرایش – دخل وتصرف در یک متن با نوشتار
Add example
Add