Translation of "fortunately" into Persian
خوشبختانه, ازحسن اتفاق are the top translations of "fortunately" into Persian.
fortunately
adverb
grammar
In a fortunate manner. [..]
-
خوشبختانه
adverbit is fortunate that [..]
Now fortunately, few companies succumb to catastrophic fires.
خوشبختانه الان به ندرت شرکتها با آتش سوزی از بین می روند.
-
ازحسن اتفاق
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "fortunately" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "fortunately" with translations into Persian
-
سرباز مزدور · ماجراجو · نظامی جویای نام و مال
-
(تصادفا) روی دادن · (عامیانه) مبلغ هنگفت · (قدیمی) اتفاق افتادن · (قدیمی) دارا کردن · اتفاق · اقبال · بخت · بهروزی · تقدیر · ثروت · ثروت (برای کسی) گذاشتن · ثروت، دارایی، بخت واقبال · حظ · خطر · خوشبختی · دارایی · سرنوشت · شانس · شگون · طالع · طالع (یونیکس) · عاقبت · غنا · فرجام · قسمت · مخاطره · نیک بختی · پانصد شرکت امریکایی که از نظر میزان فروش در صدر قرار دارند · پول کلان · پیشانی · کامکاری · کامیابی
-
رجوع شود به adventurer
-
رمال
-
(امریکا - بازرگانی) پانصد شرکت امریکایی که از نظر میزان فروش در صدر قرار دارند
-
(نان شیرینی توخالی که سرنوشت شخص را روی کاغذی چاپ کرده و در درون آن گذاشته اند) فال چینی · طالع شیرینی
-
بهروز · خجسته · خوب · خوش اقبال · خوش شانس · خوشبخت · خوشحال · سعادت بخش · سعید · فرخنده · مبارک · میمون · نیک · نیکبخت · همایون · کامکار
Add example
Add