Translation of "fortune" into Persian
بخت, ثروت, شانس are the top translations of "fortune" into Persian.
Destiny or fate. [..]
-
بخت
nounUntil we meet again, fair fortune be yours.
امیدوارم تا جلسهی بعد بخت یارتون با شه.
-
ثروت
nounEven Caesar's fortune at one time was, but a grand presentiment.
حتی قیصر هم زمانی تنها پیشاپیش احساس کرده بود به ثروت و نیکبختی خواهد رسید.
-
شانس
nounThere is no such thing as fortune cookies in China?
چيزي به اسم کلوچه شانس توي چين وجود نداره.
-
Less frequent translations
- سرنوشت
- خوشبختی
- تقدیر
- اقبال
- طالع
- دارایی
- عاقبت
- فرجام
- اتفاق
- غنا
- قسمت
- حظ
- مخاطره
- شگون
- کامکاری
- بهروزی
- کامیابی
- پیشانی
- خطر
- (تصادفا) روی دادن
- (عامیانه) مبلغ هنگفت
- (قدیمی) اتفاق افتادن
- (قدیمی) دارا کردن
- ثروت (برای کسی) گذاشتن
- ثروت، دارایی، بخت واقبال
- طالع (یونیکس)
- نیک بختی
- پانصد شرکت امریکایی که از نظر میزان فروش در صدر قرار دارند
- پول کلان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "fortune" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Chance, personified; commonly imagined as a mythical creature distributing arbitrarily the outcomes in life to people.
"Fortune" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Fortune in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "fortune" with translations into Persian
-
سرباز مزدور · ماجراجو · نظامی جویای نام و مال
-
رجوع شود به adventurer
-
رمال
-
ازحسن اتفاق · خوشبختانه
-
(امریکا - بازرگانی) پانصد شرکت امریکایی که از نظر میزان فروش در صدر قرار دارند
-
(نان شیرینی توخالی که سرنوشت شخص را روی کاغذی چاپ کرده و در درون آن گذاشته اند) فال چینی · طالع شیرینی
-
بهروز · خجسته · خوب · خوش اقبال · خوش شانس · خوشبخت · خوشحال · سعادت بخش · سعید · فرخنده · مبارک · میمون · نیک · نیکبخت · همایون · کامکار