Translation of "gather" into Persian
جمع کردن, انباشتن, گردآمدن are the top translations of "gather" into Persian.
gather
verb
noun
grammar
(glassblowing) To collect molten glass on the end of a tool. [..]
-
جمع کردن
verbto bring together; to collect
I will gather my men to aid in the search.
با جمع کردن نگهبانانم به جستجو کمک خواهم کرد.
-
انباشتن
verb -
گردآمدن
verb
-
Less frequent translations
- گردآوردن
- (به تدریج) به دست آوردن
- (خیاطی) چین دار کردن
- (در مورد کورک و دمل) سر باز کردن
- (صحافی) صفحات را برای صحافی آماده و ردیف کردن
- (پارچه) چین
- (پیشانی را) چین دار کردن
- استنباط کردن
- انجمن کردن
- جلسه کردن 0
- جمع آوری کردن
- جمع شدن
- جمع و جور کردن
- درو کردن و انباشتن
- درک کردن
- رسیده شدن 1
- سوار کردن
- متراکم شدن 2
- نتیجه گرفتن
- همنشین شدن
- همکاری کردن
- پلیسه دار کردن
- چیدن و انباشتن
- چین خوردن
- گرد آمدن
- گروه آمدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "gather" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "gather"
Phrases similar to "gather" with translations into Persian
-
آنچه که گردآوری شده · اجتماع · انباشته · توده · جلسه · جمع آوری · دست آورد · دمل · فراخواند · هم نشست · چرک کردگی · چین پارچه · کورک · گردآوری · گردهمایی
-
شکارچی-گردآورنده
-
جمع شدن
-
جمع آوری اطلاعات
-
جمع کردن
-
لیف · لیفه · چین
-
گرد اوری داده ها
-
خیالبافی
Add example
Add