Translation of "gathering" into Persian
اجتماع, گردهمایی, گردآوری are the top translations of "gathering" into Persian.
gathering
noun
verb
grammar
A meeting or get-together; a party or social function. [..]
-
اجتماع
nounthe brethren court has a gathering at shipwreck cove
بارگاه برادران يك اجتماع در خليج كشتي غرق شدست
-
گردهمایی
nounBut he brought also word from you to hasten the gathering of the Riders.
از طرفی پیغام شما را نیز به ما رساند که برای گردهمایی سواران بشتابیم.
-
گردآوری
Thereafter, verses 24 through 26 were given, providing instructions concerning the gathering to Zion.
پس از آن، با آیه های داده شده ۲۴ تا ۲۶، رهنمودهایی دربارۀ گردآوری صهیون فراهم شد.
-
Less frequent translations
- جلسه
- توده
- دمل
- کورک
- فراخواند
- انباشته
- آنچه که گردآوری شده
- جمع آوری
- دست آورد
- هم نشست
- چرک کردگی
- چین پارچه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "gathering" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "gathering"
Phrases similar to "gathering" with translations into Persian
-
شکارچی-گردآورنده
-
(به تدریج) به دست آوردن · (خیاطی) چین دار کردن · (در مورد کورک و دمل) سر باز کردن · (صحافی) صفحات را برای صحافی آماده و ردیف کردن · (پارچه) چین · (پیشانی را) چین دار کردن · استنباط کردن · انباشتن · انجمن کردن · جلسه کردن 0 · جمع آوری کردن · جمع شدن · جمع و جور کردن · جمع کردن · درو کردن و انباشتن · درک کردن · رسیده شدن 1 · سوار کردن · متراکم شدن 2 · نتیجه گرفتن · همنشین شدن · همکاری کردن · پلیسه دار کردن · چیدن و انباشتن · چین خوردن · گرد آمدن · گردآمدن · گردآوردن · گروه آمدن
-
جمع شدن
-
جمع آوری اطلاعات
-
جمع کردن
-
لیف · لیفه · چین
-
گرد اوری داده ها
-
خیالبافی
Add example
Add