Translation of "leaping" into Persian

جهنده, غیر مستوی, مرز are the top translations of "leaping" into Persian.

leaping verb noun

Present participle of leap . [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • جهنده

    They quiver in the palm of my hand, then leap into the air like jumping beans.

    تیلهها کف دستم میلرزند و بعد مثل لوبیاهای جهنده، در هوا میجهند.

  • غیر مستوی

  • مرز

    noun

    You think you can leap over all in a single bound,

    فکر مي کني حد و مرز مشترکي داريم!

  • پَرّان

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "leaping" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "leaping" with translations into Persian

  • (با شدت و تندی) حرکت کردن · (با: at) با اشتیاق پذیرفتن · (به ویژه قلب) سخت تپیدن · آلیزش · آلیزیدن · از جا جستن · از روی چیزی پریدن یا جهیدن · بزیدن · به جهش درآوردن · به هوا پریدن · تو ریختن دل · جست · جست زدن · جستن · جهاندن · جهش · جهیدن · خیز · خیز زدن · خیزاندن · خیزیدن · سکیختن · سکیز · سکیزیدن · فرو ریختن قلب · قاپ زدن · قاپیدن · مرز · ورجستن · ورجه · ورجه کردن · پراندن · پرش · پریدن · چنبک · چنبیدن · کبیسه · گنبدی
  • قبول کردن
  • اعتقاد داشتن به ناشناخته · تیری در تاریکی
  • ثانیه کبیسه
  • یک گام بزرگ به جلو
  • بَر جَهید
  • )دراد هفاضا زور کی هک یلاس( پیل لاس · سال کبیسه
  • کفال پوزهباریک
Add

Translations of "leaping" into Persian in sentences, translation memory