Translation of "learn" into Persian
آموختن, یاد گرفتن, دانستن are the top translations of "learn" into Persian.
learn
Verb
verb
grammar
(now regional slang or dialect) To teach. [..]
-
آموختن
verbto acquire knowledge or ability [..]
She resolved to give up learning the harp and to play only the guitar.
تصمیم گرفت که دیگر آموختن چنگ را کنار بگذارد و فقط گیتار بنوازد.
-
یاد گرفتن
verbto acquire knowledge or ability [..]
Meggie learned to work the dogs while Fee learned to keep the books.
هنگامی که فی سرگرم یاد گرفتن حسابداری بود، مگی رام کردن سگها را فرا گرفت.
-
دانستن
verbYou can learn more about police brutality during the protests here.
برای دانستن بیشتر درباره ی خشونت پلیس در جریان اعتراضات اینجا را کلیک کن.
-
Less frequent translations
- فرا گرفتن
- خواندن
- پی بردن ، دریافتن ، نتیجه گیری کردن
- روان کردن
- یادگیری
- آموزاندن
- (عامیانه - محلی) یاد دادن
- آگاه شدن
- از حفظ شدن (to learn by heart هم می گویند)
- بخاطر سپردن
- بلد شدن
- به خاطر سپردن
- حفظ کردن
- خبر یافتن
- درس دادن
- پی بردن
- کاشف به عمل آوردن
- یاد سپردن
- یله کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "learn" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "learn"
Phrases similar to "learn" with translations into Persian
-
آموخته · اکتسابی · بسیاردان · دانا · دانشمند · دانشمندانه · دانشور · دانشی · عالم · عالمانه · علمی · فاضل · فرجاد · فرزانه · نهیده
-
اهل علم، دانشمندان
-
سازمانی یادگیرنده
-
استعداد آموختن، توانایی آموختن
-
یادگیری سازمانی
-
رنسانس در زمینه های علمی و ادبی (رجوع شود به Revaissance)
-
انجمن علمی
-
مایا به دلیل داشتن مجموعه ابزار های فراوان خود قابلیت یادگیری ساده تری دارد در حالیکه وقتی برای اولین بار در بلندر به دنبال یادگیری مطلبی باشید ممکن است کمی سردرگم شوید
Add example
Add