Translation of "left hand" into Persian

دست چپ is the translation of "left hand" into Persian.

left hand noun

the hand that is on the left side of the body; "jab with your left"

+ Add

English-Persian dictionary

  • دست چپ

    noun

    He ran to Frodo and took his left hand, awkwardly and shyly.

    به طرف فرودو دوید و سراسیمه با کرویای دست چپ او را گرفت.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "left hand" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Left Hand

Left Hand (manga)

+ Add

"Left Hand" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Left Hand in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "left hand" with translations into Persian

  • chap dast
  • با دست چپ · در چپ · سمت چپ · وابسته به دست چپ · چپ سوی
  • (به ویژه در مورد تعریف و تمجید) کنایه آمیز · (در جهت خلاف عقربه های ساعت) راست به چپ · (چوگان زنی در بیس بال یا زدن راکت در تنیس و غیره) چپ به راست · انجام شده با دست چپ (left-hand هم می گویند) · بد قواره · برای دست چپ یا افراد چپ دست · بی دست · دست و پا چلفتی · دو پهلو · راست چپ · رجوع شود به morganatic · چپ دست · چپ راست · چپ سوی · یغور
  • جهت رانندگی در کشورهای مختلف
  • (به ویژه در مورد تعریف و تمجید) کنایه آمیز · (در جهت خلاف عقربه های ساعت) راست به چپ · (چوگان زنی در بیس بال یا زدن راکت در تنیس و غیره) چپ به راست · انجام شده با دست چپ (left-hand هم می گویند) · بد قواره · برای دست چپ یا افراد چپ دست · بی دست · دست و پا چلفتی · دو پهلو · راست چپ · رجوع شود به morganatic · چپ دست · چپ راست · چپ سوی · یغور
  • (به ویژه در مورد تعریف و تمجید) کنایه آمیز · (در جهت خلاف عقربه های ساعت) راست به چپ · (چوگان زنی در بیس بال یا زدن راکت در تنیس و غیره) چپ به راست · انجام شده با دست چپ (left-hand هم می گویند) · بد قواره · برای دست چپ یا افراد چپ دست · بی دست · دست و پا چلفتی · دو پهلو · راست چپ · رجوع شود به morganatic · چپ دست · چپ راست · چپ سوی · یغور
  • (به ویژه در مورد تعریف و تمجید) کنایه آمیز · (در جهت خلاف عقربه های ساعت) راست به چپ · (چوگان زنی در بیس بال یا زدن راکت در تنیس و غیره) چپ به راست · انجام شده با دست چپ (left-hand هم می گویند) · بد قواره · برای دست چپ یا افراد چپ دست · بی دست · دست و پا چلفتی · دو پهلو · راست چپ · رجوع شود به morganatic · چپ دست · چپ راست · چپ سوی · یغور
Add

Translations of "left hand" into Persian in sentences, translation memory