Translation of "left-hand" into Persian

با دست چپ, در چپ, سمت چپ are the top translations of "left-hand" into Persian.

left-hand adjective

of, relating to, or located on the left [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • با دست چپ

    But now it is Creed coming back with the left hand!

    اما حالا کريد بر مي گرده با دست چپ

  • در چپ

  • سمت چپ

    The sun shines dimly on my left hand side and a second sun shines weakly to my right!

    خورشید با نوری مات به سمت چپ من میتابد و یک خورشید دیگر، خیلی ضعیف به سمت راستم!

  • Less frequent translations

    • وابسته به دست چپ
    • چپ سوی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "left-hand" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "left-hand" with translations into Persian

  • chap dast
  • (به ویژه در مورد تعریف و تمجید) کنایه آمیز · (در جهت خلاف عقربه های ساعت) راست به چپ · (چوگان زنی در بیس بال یا زدن راکت در تنیس و غیره) چپ به راست · انجام شده با دست چپ (left-hand هم می گویند) · بد قواره · برای دست چپ یا افراد چپ دست · بی دست · دست و پا چلفتی · دو پهلو · راست چپ · رجوع شود به morganatic · چپ دست · چپ راست · چپ سوی · یغور
  • جهت رانندگی در کشورهای مختلف
  • دست چپ
  • (به ویژه در مورد تعریف و تمجید) کنایه آمیز · (در جهت خلاف عقربه های ساعت) راست به چپ · (چوگان زنی در بیس بال یا زدن راکت در تنیس و غیره) چپ به راست · انجام شده با دست چپ (left-hand هم می گویند) · بد قواره · برای دست چپ یا افراد چپ دست · بی دست · دست و پا چلفتی · دو پهلو · راست چپ · رجوع شود به morganatic · چپ دست · چپ راست · چپ سوی · یغور
  • (به ویژه در مورد تعریف و تمجید) کنایه آمیز · (در جهت خلاف عقربه های ساعت) راست به چپ · (چوگان زنی در بیس بال یا زدن راکت در تنیس و غیره) چپ به راست · انجام شده با دست چپ (left-hand هم می گویند) · بد قواره · برای دست چپ یا افراد چپ دست · بی دست · دست و پا چلفتی · دو پهلو · راست چپ · رجوع شود به morganatic · چپ دست · چپ راست · چپ سوی · یغور
  • (به ویژه در مورد تعریف و تمجید) کنایه آمیز · (در جهت خلاف عقربه های ساعت) راست به چپ · (چوگان زنی در بیس بال یا زدن راکت در تنیس و غیره) چپ به راست · انجام شده با دست چپ (left-hand هم می گویند) · بد قواره · برای دست چپ یا افراد چپ دست · بی دست · دست و پا چلفتی · دو پهلو · راست چپ · رجوع شود به morganatic · چپ دست · چپ راست · چپ سوی · یغور
Add

Translations of "left-hand" into Persian in sentences, translation memory