Translation of "pitiful" into Persian
رقت انگیز, مهربان, ناچیز are the top translations of "pitiful" into Persian.
pitiful
adjective
grammar
(now rare) Feeling pity; merciful. [..]
-
رقت انگیز
adjectiveAnd so he's stumbling around, and it was pitiful.
و به این ترتیب او سکندری اطراف ، و آن را رقت انگیز بود.
-
مهربان
adjectiveDear princess, I beg and implore you, have some pity on him!
شاهزاده خانم مهربان! از شما خواهش میکنم و استدعا دارم که به او رحم کنید.
-
ناچیز
-
Less frequent translations
- خوار
- رحیم
- مفلوک
- دلسوز
- هاژ
- حقیر
- زبون
- (قدیمی) با مروت
- اسف بار
- ترحم انگیز
- جگر سوز
- رقت انگيز
- رقت بار
- سزاوار دلسوزی
- قابل تحقیر
- قابل ترحم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pitiful" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Pitiful
+
Add translation
Add
"Pitiful" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Pitiful in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "pitiful" with translations into Persian
-
حیف شد · چه حیف
-
رقت انگیزی · پستی
-
اظهارتاسف · افسوس · تاسف · ترحم · ترحم کردن · جای تاسف · حس ترحم · حیف · دریغ · دریغا · دل نوازی · دلسوزی · دلسوزی کردن · رحم · رحم کردن · رحمت · شفقت · غمخواری · مایه ی تاسف · متاثر شدن · مروت · نوازش · هم دردی
-
پیتی
-
خوددلسوزی · دلسوزی نسبت به خود (به ویژه اگر بی دلیل یا غلوآمیز باشد)
-
خوددلسوزی · دلسوزی نسبت به خود (به ویژه اگر بی دلیل یا غلوآمیز باشد)
-
خوددلسوزی · دلسوزی نسبت به خود (به ویژه اگر بی دلیل یا غلوآمیز باشد)
-
اظهارتاسف · افسوس · تاسف · ترحم · ترحم کردن · جای تاسف · حس ترحم · حیف · دریغ · دریغا · دل نوازی · دلسوزی · دلسوزی کردن · رحم · رحم کردن · رحمت · شفقت · غمخواری · مایه ی تاسف · متاثر شدن · مروت · نوازش · هم دردی
Add example
Add