Translation of "qualify" into Persian
زاب کردن, سزاندن, سزیدن are the top translations of "qualify" into Persian.
qualify
verb
noun
grammar
(now rare) To mitigate, alleviate (something); to make less disagreeable. [..]
-
زاب کردن
-
سزاندن
-
سزیدن
verb
-
Less frequent translations
- (به ویژه مشروب) آمیختن (و تغییر دادن)
- (خصوصیات را) وصف کردن
- (دستور زبان) توصیف کردن
- (مسابقه) به دوره ی بعدی راه یافتن
- (معنی و غیره ی واژه یا عبارت را) چونی نما کردن
- اصلاح کردن
- بیان کردن
- تعدیل کردن
- سزاوار کردن یا شدن
- سزندگی داشتن
- شایسته کردن یا شدن
- شناسان گری کردن
- صلاحیت داشتن
- متعادل کردن
- محق کردن یا شدن
- مشروط کردن
- واجد شرایط بودن یا کردن
- کم و بیش کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "qualify" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "qualify" with translations into Persian
-
طیارش لباق صخش
-
واجد شرایط
-
)یب ما ویک( رکیدم مز ال طيارش یاراد )صخش( عفنيذ
-
واجد شرایط
-
محدود
-
دارای قید و شرط · در مضیقه · سزنده · شایسته · صلاحیت دار · مشروط · واجد شرایط
-
(دستور زبان) چونی نما · (شخص یا چیز) واجد شرایط · (مسابقه) برگزیده برای دور بعد · به درد بخور · راه یافته به دوره ی بعد · زاب واژه · سزنده · شایسته · وابسته ی وصفی
-
)رکیدم مز ال طيارش یاراد )صخش( عفنيذ( یب ما ویک
Add example
Add