Translation of "straining" into Persian
دشوار, پر زحمت, پرالتهاب are the top translations of "straining" into Persian.
straining
noun
adjective
verb
grammar
Present participle of strain. [..]
-
دشوار
adjectivewhen our will strains after a path we may not follow
و این در صورتی است که اراده ما از پیمودن یک راه دشوار عاجز مانده باشد
-
پر زحمت
adjective -
پرالتهاب
adjective
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "straining" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "straining" with translations into Persian
-
تفاوتهاى زادي · تفاوتهاي دودمانی · تفاوتهاي سویهای · تفاوتهاي گونهاي · تفاوتهای زيستشناختي · تفاوتهای زیستی
-
ریززیوی (میکرو ارگانیسم) فرضی که می تواند همه ی موجودات کره ی زمین را نابود کند
-
آسیب فشار تکراری
-
آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
-
تحمیلی · تصنعی · زورکی · ساختگی · کرنشی
-
آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
Add example
Add