Translation of "fastness" into Persian

سرعت, قلعه, دژ are the top translations of "fastness" into Persian.

fastness noun grammar

A secure or fortified place; a stronghold, a fortress. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سرعت

    noun

    Living life in the fast lane is like burning the candle at both ends.

    گذراندن زندگی در لاین سرعت مانند روشن کردن شمع از هر دو سر است.

  • قلعه

    noun

    as fast as he could without making too much noise, hurrying through the darkness back toward Hogwarts.

    هری بدونسروصدا با بیشترین سرعتی که میتوآنست به سوی قلعه میرفت.

  • دژ

    noun
  • Less frequent translations

    • پناهگاه
    • اروندی
    • ثبوت
    • استواری
    • دوام
    • تندی
    • (جمع) استحکامات
    • تند بودن
    • قلعه نظامی
    • محل امن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "fastness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "fastness" with translations into Persian

  • روز روزه · روزی که در آن روزه داری می کنند
  • (خوب) کشیده شده · (رنگ و غیره) ثابت · (زیست شناسی - در مورد ترکیزه ها) ترکیزه ی تاب آور (که به آسانی حل نمی شود و رنگ خود را از دست نمی دهد) 2 · (شعر قدیم) نزدیک · (طناب یا تسمه) قرص · (عکاسی)حساس · (محکم) بسته (شده) · (محکم) چسبیده به · tond · zud · آنچه که تند انجام می شود یا به دست می آید (معمولا همراه با تقلب) · اروند · افسار گسیخته · بادپا · باوفا · بی بندوبار · بی حیا · بی ناموس · تند · تندرو · تیزپا · ثابت، تثبیت شده، استوار · خودداری کردن · خوش گذران · دارای زبان چرب و نرم · دوران روزه داری · روزه · روزه گرفتن · روزه گرفتن یا داشتن · زودرسان · زودگذر · زودگیر 3 · سخت · سریع · سریع السیر · سفت (شده) · صمیمی 0 · صیام · عجول · عنان گسیخته · عیاش · فداکار · فرز · فورا · فوری · مجاور · محکم · نرو 1 · هرزه · ویژه ی تند رفتن · پردار · پرشتاب · پرهیز · پرهیز کردن · چابک · کامل 4 · کاملا · کف نفس کردن · کم خوری · کم خوری کردن · کوتاه مدت · کوته زمان · گیر (کرده)
  • تارهای تند انقباض
  • جلو بردن سریع
  • غذای سریع · غذای فوری · فست فود
  • رآکتور نوترون سریع
  • سریع گزینی
Add

Translations of "fastness" into Persian in sentences, translation memory