Translation of "grated" into Persian

با شکوه شده is the translation of "grated" into Persian.

grated adjective verb grammar

Produced by grating. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • با شکوه شده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "grated" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "grated" with translations into Persian

  • از روی تشکر · تشکرآمیز · خرسند · خوشایند · خوشحال · سپاس آفرین · سپاس آمیز · سپاسگزار · قدر شناس · متشکر · مدیون محبت · مسرور · ممنون · میمون · نمک شناس · هوسپاس
  • (نورشناسی) پراش سنج · توری پراش · پراشنما
  • امتنان · تشکر · حق شناسی · سپاسگزاری · شکرگزاری
  • (شی را با صدای خش خش بر جسم زبری) مالیدن یا ساییدن · (قدیمی) زندان · (معدن) ورقه ی آهن سوراخ دار یا سرند سیم کلفت (که سنگ معدن را با آن سرندمی کنند) · آتشدان · آزردن · اجاق · با صدای نخراشیده و نتراشیده حرف زدن · بخاری تو دیواری · خش خش کردن · دندان به هم ساییدن · دندان قروچه کردن · رنده · رنده (برای ریزه کردن خیار و پنیر و غیره) · رنده کردن · رنده کردن (خیار و هویج و غیره) · زنبورک · شبکه · شومینه · صدای درشت و خشن داشتن · عصبی کردن یا شدن · قفس · منقل · ناراحت کردن · نرده دار کردن · نرده یا دیواره ی آهنی · چهار پایه ی آهنی اجاق (که دیگ یاکتری را روی آن قرار می دهند) · چهار پایه ی آهنی درون شومینه (که هیزم را روی آن قرار می دهند) · گوشت ریز
  • (صدا) خشن و ناخوشایند · باريكهبري · خردسازی · خش خشی · در نرده ای · دیواره (از آهن مشبک) · رجوع شود به diffraction grating · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني · شبکه · ناخوشایند · ناراحت کننده · نرده ی آهنی (در پنجره و غیره) · نرده ی دو طرف پلکان کشتی و راهرو و غیره · پوستهپوستهسازی · گردسازي · گوش خراش · گوشت ریز
  • (صدا) خشن و ناخوشایند · باريكهبري · خردسازی · خش خشی · در نرده ای · دیواره (از آهن مشبک) · رجوع شود به diffraction grating · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني · شبکه · ناخوشایند · ناراحت کننده · نرده ی آهنی (در پنجره و غیره) · نرده ی دو طرف پلکان کشتی و راهرو و غیره · پوستهپوستهسازی · گردسازي · گوش خراش · گوشت ریز
  • (صدا) خشن و ناخوشایند · باريكهبري · خردسازی · خش خشی · در نرده ای · دیواره (از آهن مشبک) · رجوع شود به diffraction grating · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني · شبکه · ناخوشایند · ناراحت کننده · نرده ی آهنی (در پنجره و غیره) · نرده ی دو طرف پلکان کشتی و راهرو و غیره · پوستهپوستهسازی · گردسازي · گوش خراش · گوشت ریز
  • (صدا) خشن و ناخوشایند · باريكهبري · خردسازی · خش خشی · در نرده ای · دیواره (از آهن مشبک) · رجوع شود به diffraction grating · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني · شبکه · ناخوشایند · ناراحت کننده · نرده ی آهنی (در پنجره و غیره) · نرده ی دو طرف پلکان کشتی و راهرو و غیره · پوستهپوستهسازی · گردسازي · گوش خراش · گوشت ریز
Add

Translations of "grated" into Persian in sentences, translation memory